در یک روز معمولی، مردم نقشهای زیادی را ایفا میکنند: والدین، متخصص، شریک و دوست. تصور کنید که در حین تلاش برای ایجاد یک کسب و کار جدید در میان آشفتگی بیسابقه جهانی، با همه اینها سر و کار داشته باشید. غیرممکن است. و با این حال، ما اینجا هستیم - شاهد یک افزایش واقعی کارآفرینی حتی تحت چالش برانگیزترین شرایط.
با وجود اینکه تعهدات روزانه از ساعات کاری بیشتر است، هر کسی میتواند مشغول برنامهریزی یک استارتاپ باشد. اگر این موضوع غیرعادی به نظر میرسد، شما تنها کسی نیستید که اینطور فکر میکنید. بسیاری تصمیم میگیرند هرج و مرج را به فرصت تبدیل کنند، همانطور که داده ها موج فزایندهای از افرادی را نشان میدهد که علیرغم همه مشکلات، تصمیم به راهاندازی کسبوکارهای جدید میگیرند - و همه اینها به دلیل روحیه کارآفرینی است.
این مقاله بررسی خواهد کرد که چگونه روحیه کارآفرینی تغییر کرده است، این تغییر برای کسبوکارها در سال ۲۰۲۵ به چه معناست، و «پنج اصل» کلاسیک کارآفرینی که میتواند شما را در مسیر درست نگه دارد، زمانی که چالشها ناگزیر پیش میآیند.
فهرست مندرجات
وقتی اعداد آنطور که باید عمل نمیکنند
با وجود همه مشکلات، مردم به ساختن ادامه میدهند
چرا روحیه کارآفرینی از همیشه بهتر است؟
«پنج اصل» برای توسعهی عضلات کارآفرینی شما
1 برنامه ریزی
2. شور
3. صبر
4 استقامت
5. حل مسئله
واقعیت جدید کارآفرینی: مغز بر نیروی بدنی ارجحیت دارد
معنای همه اینها برای کسب و کارها در همه جا چیست؟
گرفتن جهش
وقتی اعداد آنطور که باید عمل نمیکنند

از نظر تاریخی، اختلالات اقتصادی بزرگ، کسبوکارهای کوچک را از بین میبرند. به گذشته فکر کنید. 2008نرخ راهاندازی کسبوکارهای جدید به شدت کاهش یافت و سالها طول کشید تا بسیاری از صنایع بهبود یابند. بر اساس دادهها، این بار نیز باید این اتفاق میافتاد. اما این اتفاق نیفتاد. در عوض، سهماهه سوم سال ۲۰۲۰ رکوردی تکاندهنده در یک دهه برای برنامههای کاربردی تجاری ثبت کرد.
برخی افراد این را به ضرورت ربط میدهند. میلیونها نفر شغل خود را از دست دادند یا شغل خود را رها کردند و تصمیم گرفتند روی ایدهای که مدتی در موردش فکر میکردند، ریسک کنند. برخی دیگر میگویند این نشانهای از یک فرصت است. مصرفکنندگان قرنطینهشده به صورت دستهجمعی به خرید آنلاین روی آوردند، بنابراین بالاخره جایی برای بازیگران جدید باز شد.
بسته به شخص، هر دو نظریه ممکن است درست باشند. دلیلش هر چه که بود، منطق معمول رکود اقتصادی را وارونه کرد: کارآفرینان به جای پنهان شدن زیر سنگ، با قدرت از آن بیرون آمدند.
با وجود همه مشکلات، مردم به ساختن ادامه میدهند
این وضعیت به ویژه زمانی جالبتر میشود که جوامع اقلیت را که بیشترین آسیب را از تعطیلیها دیدند و اغلب با موانع بیشتری در دریافت کمکهای دولتی مواجه بودند، مورد توجه قرار دهیم. بسیاری از مغازهها در محلههای سیاهپوستان، بومیان و لاتینها مجبور شدند برای همیشه یا حداقل برای مدت طولانی درهای خود را ببندند. با این حال، در همان زمان، نشانههایی از انعطافپذیری در این مناطق دیده میشد.
برخی از سرمایهگذاریهای کاملاً جدید از دل آن سختیها بیرون آمدند. سه برادر، شرکتی را راهاندازی کردند. برند انتخاب مو که به نمادی از غرور در فرهنگ سیاهپوستان نیز تبدیل شد. آنها نمیتوانستند به بازاریابی سنتی تکیه کنند، بنابراین یک جامعه آنلاین پیدا کردند و خلاق شدند.
در موارد دیگر، کارآفرینانی مانند یاسمین مایتا از کارهای روزمرهی بازاریابی خود فاصله گرفتند. آنها انرژی خود را صرف ایدههای نوآورانه کردند، مانند طراحی حلقههای کوچک که به انزوایی که همه در خانه احساس میکردند، میپرداخت.
ما همچنین زوجهایی را دیدیم که شغل تماموقت خود را در گردشگری یا مهماننوازی از دست دادند و یک شغل جانبی را به یک شغل تماموقت تبدیل کردند. فروشگاه تجارت الکترونیکآنها همه چیز، از پازلهای رفع کسالت گرفته تا سسهای کوچک، میفروختند و از آنجا که مردم تشنهی برندهای «داخلی» بودند، این فروشگاههای کوچک رونق گرفتند. انگار بحران، امکاناتی را که قبلاً وجود نداشتند، آشکار کرد.
چرا روحیه کارآفرینی از همیشه بهتر است؟

یکی دیگر از قطعات پازل، فشار مجدد بر جوامع برای حمایت از کسب و کارهای کوچک است. بسیاری از مردم یک روز صبح از خواب بیدار شدند و متوجه شدند که اگر به طور فعال از آن کسب و کارهای کوچک (نانوایی محل، ابزارفروشی سر کوچه، صنعتگر Etsy) حمایت نکنند، ممکن است آن مکانها برای همیشه ناپدید شوند.
این فقط مربوط به احساساتی بودن نیست. وقتی مغازههای محلی تعطیل میشوند، کل محلهها شخصیت خود را از دست میدهند - و گاهی اوقات، معیشت خود را. بنابراین، حتی اگر ترافیک عابر پیاده به شدت کاهش یابد، این مشاغل اغلب با رفتن به اینترنت، راه نجات خود را پیدا میکنند.
در مدت زمان کوتاهی، آنها خدمات تحویل آسان کنار خیابان، ارسال یا سایتهای تجارت الکترونیک جدیدی راهاندازی کردند. مصرفکنندگان نیز به این درخواستها پاسخ دادند - و به نوعی، آن حس عمیقتر وفاداری، حتی پس از بدترین روزهای همهگیری نیز ادامه داشته است. این میتواند یکی از دلایل اصلی باشد که روحیه کارآفرینی در حال از بین رفتن نیست.
«پنج اصل» برای توسعهی ذهنیت کارآفرینی شما

یک چارچوب مفید برای هدایت این ویژگیها اغلب پنج اصل کارآفرینی نامیده میشود: برنامهریزی، اشتیاق، صبر، پشتکار و حل مسئله. هر اصل، از اصلهای دیگر پشتیبانی میکند و به شما کمک میکند تا تصویر کلی خود را در کانون توجه قرار دهید.
1 برنامه ریزی

یک برنامهی منسجم، ساختار ایجاد میکند اما زندان نیست. کارآفرینان (و هر کسی که قصد ایجاد تغییر دارد) بین سازماندهی و انعطافپذیری تعادل برقرار میکنند. در اینجا مواردی که یک برنامهی خوب میتواند شامل آنها باشد، آورده شده است:
- اهداف و نقشهای کاملاً تعریفشده
- مهلتهای واقعبینانه که با پیچشهای غیرمنتظره سازگار هستند
- شناخت خطرات احتمالی و نحوه برخورد با آنها
- یک نقشه راه ساده و واضح که تیم شما بتواند آن را دنبال کند
2. شور
اشتیاق نیرویی است که باعث میشود سرسختی به نظر قابل انجام برسد. این نیرو شما را وادار میکند تا پس از رفتن دیگران، روی یک ایده جدید کار کنید. وقتی به پروژه یا ماموریت خود اهمیت میدهید، سرمایهگذاری زمان و انرژیتان مانند کاری است که میخواهید انجام دهید، نه کاری که باید انجام دهید.
3. صبر
ما به عنوان یک فرهنگ، داستانهای «موفقیت یک شبه» را دوست داریم، اما واقعیت به ندرت جذاب است. پیروزیهای واقعی کارآفرینی میتواند سالها طول بکشد. از این رو، صبر به شما کمک میکند تا آن چشمانداز را در حین ادامه مسیر، به خصوص هنگام مواجهه با رد شدن یا تأخیرهای غیرمنتظره، زنده نگه دارید.
4 استقامت
در حالی که صبر فضیلتی است که شما را ثابت قدم نگه میدارد، پشتکار روحیهی خستگیناپذیری است که شما را مجبور به ادامه دادن میکند. اشتباهات و شروعهای نادرست پایان داستان نیستند اگر:
- به خودت یادآوری کن که از اول چرا شروع کردی.
- در هر شکست، چه بزرگ و چه کوچک، به دنبال درس باشید.
- به اندازه کافی انعطافپذیر باشید تا وقتی دادهها میگویند «رویکرد جدیدی را امتحان کنید»، بتوانید تغییر جهت دهید.
5. حل مسئله
کارآفرینان از مشکلات فرار نمیکنند - آنها به سمت آنها میدوند. چه یک مشکل داخلی در تیم شما باشد و چه یک چالش بزرگ در بازار، حل مسئله به معنای تشخیص موانع به عنوان فرصتهای بالقوه است.
این میتواند شامل طوفان فکری با همکاران، جمعآوری دادهها یا درخواست مشاوره از یک مربی باشد. در هر صورت، تأکید بر یافتن راهحلهای خلاقانه به جای پرداختن به پیچیدگیها است.
واقعیت جدید کارآفرینی: مغز بر نیروی بدنی ارجحیت دارد

این پدیده نکتهای را برجسته میکند: اقتصاد ما با خلاقیت، سرعت و ارتباط شخصی در حال تغییر شکل است. کسبوکارهای کوچک و انعطافپذیر که به نیازهای جامعه متصل هستند، میتوانند بسیار سریعتر از شرکتهای غولپیکر خود را وفق دهند. این بازیگران بزرگتر اغلب منابع بیشتری دارند، اما همیشه از وفاداری مردمی که باعث بازگشت مردم میشود، برخوردار نیستند.
همه اینها زمینهای را فراهم میکند که در آن افراد ضعیفتر میتوانند فراتر از وزن خود عمل کنند. اگر شما یک کارآفرین چابک با یک استراتژی دیجیتال قوی (و در صورت امکان اعضای تیم) هستید، شانس خوبی وجود دارد که بتوانید با شرکتهای جاافتادهتر (بهویژه آنلاین) رقابت کنید.
و به نظر نمیرسد که این روند به این زودیها از بین برود. مردم عادت دارند ساعت ۲ بامداد از یک نانوایی محلی خمیر ترش سفارش دهند و صبح روز بعد آن را از کنار خیابان تحویل بگیرند. دلیلی برای توقف این روند وجود ندارد.
معنای همه اینها برای صاحبان مشاغل در همه جا چیست
چه یک مدیرعامل باتجربه باشید، چه مدیر یک شرکت در حال رشد، یا کسی که شغل دوم تازهای دارد، این موج از کارآفرینان موفق چند نکته را با صدای بلند و واضح بیان میکنند:
- یا سازگار شو یا از میدان به در شو: بزرگ یا کوچک، کسبوکارهایی که تسلیم نمیشوند، در طول تغییرات عظیم مانند یک بیماری همهگیر، ورشکست میشوند.
- جوامع اهمیت دارند: مشتریان به حمایت از افرادی که پشت محصولات هستند اهمیت میدهند، نه فقط خود محصولات.
- تسلط بر دنیای دیجیتال دیگر اختیاری نیست: مرز بین «فروشگاه فیزیکی» و «فروشگاه آنلاین» کمرنگ شده است و اکثر مردم نمیخواهند به حالت اول برگردند.
روحیه کارآفرینی به معنای نادیده گرفتن ریسک نیست، بلکه به معنای پیشروی است. اگر هزاران نفر میتوانند در طوفان مغازههای جدیدی باز کنند، ما نیز میتوانیم راههایی برای پیشرفت در آبهای آرامتر پیدا کنیم.
گرفتن جهش
میتوانید آن را خوشبینی، ضرورت یا رگههایی از سرکشی بنامید - شاید هر سه باشد. پس از مشاهده این همه سختی، بسیاری از مردم متوجه شدند که ترجیح میدهند برای رویاهای خود تلاش کنند تا اینکه منتظر بمانند تا سیستمها خودشان را اصلاح کنند. و به نظر میرسد مردم مشتاقند با انتخاب محصولات آنها به جای جایگزینهای شرکتی، آنها را تشویق کنند (یا حداقل به آنها فرصتی برای مبارزه بدهند).
این روحیهای است که ما میبینیم - یک تصمیم جمعی برای حرکت به جلو، ساختن و ایجاد اختلال. این تصمیم گاهی اوقات نامنظم و آشفته است، اما همچنین نشانهی امیدوارکنندهای از آنچه که وقتی مردم کنترل آیندهی خود را به دست میگیرند، امکانپذیر است. و اگر چند سال گذشته چیزی به ما آموخته باشد، این است که افراد ضعیف اغلب استعداد شگفتزده کردن همه ما را دارند.



